“/به شب آویخته مرغ شباویز/
مدامش کار رنج افزاست، چرخیدن./
اگر بی سود می چرخد/
وگر از دستکار شب، درین تاریکجا، مطرود می چرخد/...”
November 21 at 10:37 am
- Link
ژنرال فرهاد, Masih, little Angel and 4 other people liked this
به چشمش هر چه می چرخد، ـــ چو او بر جای ـــ/
زمین، با جایگاهش تنگ./
و شب، سنگین و خونالود، برده از نگاهش رنگ/
و جاده های خاموش ایستاده/
که پای زنان و کودکان با آن گریزانند/
چو فانوس نفس مرده/
که او در روشنایی از قفای دود می چرخد./
ولی در باغ می گویند:/
« به شب آویخته مرغ شباویز/
به پا، زآویخته ماندن، بر این بام کبود اندود می چرخد - MAS
نیما یوشیج - MAS
انگار طبیعت در کلماتش موج می زند - eghlima
موافقم اقلیما جان بسیار زیاد هم موافقم - MAS
